شعر بسیار زیبا از هاتف اصفهانی
-
تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 13:59
ای فدای تو هم دل و هم جانوی نثار رهت هم این و هم آندل فدای تو، چون تویی دلبرجان نثار تو، چون تویی جاناندل رهاندن زدست تو مشکلجان فشاندن به پای تو آسانراه وصل تو، راه پرآسیبدرد عشق تو، درد بیدرمانبندگانیم جان و دل بر کفچشم بر حکم و گوش بر فرمانگر سر صلح داری، اینک دلور سر جنگ داری، اینک جاندوش از شور...
قصیده بسیار زیبای هان ای دل عبرت بین خاقانی شاعرو قصیده سرای نامدار
-
تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 13:59
هان ای دل ِ عبرتبین! از دیده عِبَر کن هان ایوانِ مدائن را آیینهیِ عبرت دانیک ره ز ِ لب ِ دجله منزل به مدائن کن وَز دیده دُوُم دجله بر خاک ِ مدائن رانخود دجله چنان گرید، صد دجلهیِ خون گویی کاز گرمیی خوناباش آتش چِکَد از مژگانبینی که لب ِ دجله، کف چون به دهان آرد؟ گوئی زِ تَف ِ آهاش، لب، آبله زد چندان...
دلنوشته ی من و قضاوت های نابه جا
-
تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 13:59
خدای عزیز و مهربانم عهد بسته بودم که دیگر خود را در گیر مشکلات و حرف و حدیث خانواده نکنم اما شما مرا آماده کردی با نظرات و انتقاد های تندم کمک اندکی به بهبود شرایط رفاهی و معنوی بعضی از آنان کنم به همین جهت شرایط یک سفر طولانی و پر از عشق و معرفت را برایم فراهم آوردی هر چه کردم خود را درگیر مسایل و ...
غزل بسیار زیبای 377 حزین لاهیجی
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 16:19
شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بودگل داغ دل من انجمن آرای تو بودجلوه در آینه ام پرتو رخسار تو داشتسینه آتشکدهٔ حسن دلارای تو بودمژه بر هم نزدم آینه سان در همه عمربس که در دیدهٔ من ذوق تماشای تو بوددل شیدا شده ام داغ تمنّای تو داشتسر سودا زده ام خاک کف پای تو بودصید آهونگهان، غمزهٔ غمّاز تو کرددام جا...
نوشته زیبا و اسرار سوختن نی و مولانا
-
تاریخ: 1401/10/24 ساعت: 18:14
اسرارِ سوختن نی نی خودرو و در کنار برکه یا رودخانه یا تالاب میروید. در برخی مناطقِ ایران، در یک روز خاص، بعد از اذان مغرب، آتش را در انبوه نیزار رها میکنند و میسوزانند و این سوختن تا سحر ادامه مییابد.در دل شب، بهنگام سوختن نیزارها، صداهایی عجیب و پُر از اسرار بگوش میرسد و تا سحر غوغایی برپاست...!د...
دلنوشته ی من و غزل زیبای حافظ
-
تاریخ: 1401/10/24 ساعت: 18:14
حالیا مصلحت وقت در آن می بینم که کشم رخ زیبایت بر انعکاس امواج پر نور آینه صاف و صادق رویا های شیرین کودکی و با ذوق و شوق قلم بر دست گیرم و هر ذره ای از پرتو نور را با رنگها و شکلهای نابشان بال و پر دهم و در گوشه ای از آسمان دل پنهان نمایم تا که در معرض دید نامحرم قرار نگیرند وبا یک چشم بر هم زدن بر...
دلنوشته ی من و رنج زمانه
-
تاریخ: 1401/10/24 ساعت: 18:14
از رنج زمانه نگو که دل خون گشتهاز ساقی و پیمانه نگو که آرزوم گشتهاز که بگویم که هر دم چشمی گریان گشتهاز کار گزاران بی دین ،شال و کلاه در آتش گشتهاز سنگ دلی حاکمان جور و جنایت دلها خون گشتهاز مشق شب و گرانی دفتر وقلم چوب وفلک بر پا گشتهاز آسمان ابر سنگین و سیاه غرش کنان از زمین فراری گشتهاز نادانی و ...
شعربسیار زیبای مرده اوئیم و بدو زنده ایم نظامی گنجوی
-
تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 8:19
جنبش اول که قلم برگفتحرف نخستين ز سخن درگرفتپرده خلوت چو برانداختندجلوت اول به سخن ساختندتا سخن آوازه دل در ندادجان تن آزاده به گل در ندادچون قلم آمد شدن آغاز کردچشم جهان را به سخن باز کردبي سخن آوازه عالم نبوداين همه گفتند و سخن کم نبوددر لغت عشق سخن جان ماستما سخنيم اين طلل ايوان ماستخط هر انديشه ...
شرح حال اکهارت تله نویسنده معروف آلمانی
-
تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 8:19
اکهارت سال ۱۹۴۸ در شهر لونن واقع در شمال دورتموند در کشور آلمان متولد شد. وی دوران کودکی خود بخصوص دوران ابتدایی زندگی خود در آلمان را دوران سرشار از غم و بدون شادی توصیف میکند. والدین او پس نزاع و مشاجره سرانجام از یکدیگر جدا شدند و به زودی وی نسبت به محیط خصومت آمیز مدرسه احساس بیگانگی کرد. او در ...
دل نوشته ی من و آمده ام با دل پاک
-
تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 8:19
آمده ام با چشم باز تا عشق تو را تمنا کنمگر نپذیری ام ای خدا با این دل پاک چه کار کنمگر ز درگهت دورم کنی به بی کران عزم سفر کنمای دل بی قرار بگو با درد دوریش چه کار کنم ؟رنج سفر و زخم پاهای خسته را چگونه تحمل کنم؟گر نبخشی گنهم در دل طوفان به پا کنم ؟ دوش در خواب دیدم از ماشین سفر جا مانده امغم وجودم ...
شعر بسیار زیبای نا تمام از شاعر نامدار نصرت رحمانی :
-
تاریخ: 1399/1/17 ساعت: 16:11
نه او با مننه من با اونه او با من نهاد عهدی ، نه من با اونه ماه از روزن ابری بروی برکه ای تابیدنه مار بازویی بر پیکری پیچیدنهشبی غمگیندلی تنهالبی خاموشنه شعری بر لبانم بودنه نامی بر زبانم بوددر چشم خی
شعر بسیار زیبای مرگ قو از شاعر معروف مهدی حمیدی شیرازی :
-
تاریخ: 1399/1/17 ساعت: 16:11
شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنـده زاد و فـریبــا بمیــردشب مرگ، تنها نشیند به موجیرود گوشـه ای دور و تنها بمیرددر آن گوشه،چندان غزل خواند آن شبکه خود در میان غـزل ها بمیـردگروهی بر آنند کاین مرغ شیـ
شعر بسیار زیبای کوچه از فریدون مشیری
-
تاریخ: 1399/1/17 ساعت: 16:11
بی تو، مهتابشبی، باز از آن کوچه گذشتم،همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،شدم آن عاشق دیوانه که بودم.در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشیدباغ صد خاطره خندید،عطر صد
غزل بسیار زیبا از دیوان شمس مولوی :
-
تاریخ: 1399/1/17 ساعت: 16:11
چنان مستم چنان مستم من امروزکه از چنبر برون جستم من امروزچنان چیزی که در خاطر نیابدچنانستم چنانستم من امروزبه جان با آسمان عشق رفتمبه صورت گر در این پستم من امروزگرفتم گوش عقل و گفتم ای عقلبرون رو کز
قسمتی از شعر بسیار زیبای صدای پای آب سهراب سپهری :
-
تاریخ: 1399/1/17 ساعت: 16:11
اهل كاشانمروزگارم بد نيستتكه ناني دارم خرده هوشي سر سوزن شوقيمادري دارم بهتراز برگ درختدوستاني بهتر از آب روانو خدايي كه دراين نزديكي استلاي اين شب بوها پاي آن كاج بلندروي آگاهي آب روي قانون گياهمن مس
شعر بسیار زیبا از شاعر نامدار فریدون مشیری ؛
-
تاریخ: 1399/1/17 ساعت: 16:11
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاکشاخه های شسته، باران خورده، پاکآسمان آبی و ابر سپيدبرگهای سبز بيدعطر نرگس، رقص بادنغمه شوق پرستوهای شادخلوت گرم کبوترهای مستنرم نرمک می رسد اينک بهارخوش به حال روزگارخوش به
دلنوشته ی من و به اقبال خوش هم شاد باشیم :
-
تاریخ: 1399/1/17 ساعت: 16:11
تو ای آشفته حال یک لحظه بنگرمرا هم باخود به دنیای دگر برنمی بینی حال و احوال عاشقان رامزن بر زخم دل شمشیر قهر رابرای آرامش روح خفتگان آواز خوانبیر از یاد همه دردهای بی درمانسراغی از پیر دانا شاهد غمها
دل نوشته ی من و بنویس نامه نویس :
-
تاریخ: 1399/1/17 ساعت: 16:11
ننویس نامه نویس از غم و غصه ننویس از درد ورنجها و درد ومرض بی درمان ننویس از کدورتها ودشمنی ها ننویس از گریه بچه های گرسنه ننویس از فریاد دادخواهی مادر بزرگی که دلش خون شده ننویس از دروغ وحیله گری مزد
شعر بسیار عالی وزیبا از شاعر عزیزمان قیصر امین پور :
-
تاریخ: 1399/1/17 ساعت: 16:11
گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شودگاهی نمی شود که نمی شود که نمی شودگاهی بساط عیش خودش جور می شودگاهی دگر، تهیه بدستور می شودگه جور می شود خود آن بی مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور می شودگاهی هزار دوره دعا
زندگینامه مایا آنجلو شاعر، مورخ ،نویسنده و ......آمریکایی :
-
تاریخ: 1398/12/4 ساعت: 10:46
** «میدانم چرا پرندگان محبوس آواز نمیخوانند» / مایا آنجلو«مایا آنجلو» شاعر، مورخ، نویسنده، بازیگر، نمایشنامهنویس، تهیهکننده، کارگردان و فعال حقوق بشر متولد 4 آوریل 1928 در سنلوییس آمریکاست. یکی ا