خرید بک لینک
سلام و درود بر آنان که با عزمی راسخ و دلی آکنده از عشق،دغدغه‌ی بی‌آبی و خشکسالی سرزمین عزیزمان ایران را در دل دارند.دوستان گرامی و همراهان باوفا!بیایید در این روزهای پاییزی، دست به دعا برداریمو با صلوات بر محمد و آل محمد (ص)، از خدای مهربانطلب باران کنیم. خداوند می‌فرماید:«ادعونی أستجب لکم»مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را.صلوات بر پیامبر محبوب و خاص خداوند، حضرت محمد (ص)موجب شادی پروردگار و گشایش در اجابت دعاهاست.از این‌رو، از شما عزیزان درخواست می‌کنم امروز و روز آینده،به‌ویژه در وقت اذان مغرب رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:27

بیایید همه باهم دعا کنیم :عصر روز پنجشنبه است و ذکر صلوات برلبان دوستانو یاران باوفامحمد جان تو که هستی که با یک نگاهت دربهای بستهباز میشود. ودلهای پریشان آرام میگرددمحمد جان زمین تشنه‌ی سرزمین ما هم بیمار استقدم رنجه نما و سری به این زمین تشنه‌ی بزنشما که خوب میدانید حال واحوال تشنگان راما هم تشنه ایم تهران بی آب شده زمین‌ها ترک خوردندجنگل‌ها از بی آبی پژمرده شدندترا به جان فاطمه که درود خداوند بر روان پاکش بادما را دعا کن تا وطن عزیزمان از خشکسالی نجات پیدا کندامروز وقت نماز مغرب دعای خیرت را ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:27

به نام خدای مهربان، خالق جهان هستیالهام این دلنوشته، تماشای دو روز از زندگی روزمره است.امواج آسمانی از راه می‌رسند؛روحِ خستگانِ خفته را از خواب بیدار می‌کنند.برقِ نوری درخشان، چشم و دل را می‌نوازد؛در روزنی از تاریکیِ شب،گره‌های دل با نگاهی از بالا گشوده می‌شوند.اما گره‌های کور،هنوز چشم امید به یارِ عاشق و خسته دوخته‌اند؛دلی که از دنیا بریده و چشم‌به‌راه نور است.زیر لب آرام زمزمه می‌کند:«کاش این گره‌های کور، روزی گشوده شوند.»در کنار کوچه، ظرفی غذا برای گربه‌ای زیبا گذاشته‌اند.گربه‌های گرسنه، یکی‌ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:27

تو همه ی دار و ندار منیپایان کار آرزوهای خیالی منیتو مثل یک غنچه در دلم شکفتی نقطه سیاه دلم را با گلبرگ زیبایت پوشاندیتو مثل یک رویا از خواب من گذشتی رازم را دیدی و از ته دل خندیدی تو مثل یک ستاره در شب تارم درخشیدی نگاهم را از زمین به آسمان کشاندی تو امید را در دل من زنده کردی درد و رنجم را دیدی و :راه رسیدن را با دست اشاره کردی من بی تو یک گره کور، یک کلاف سر در گم ،چشم براه ، ثانیه ها را می شمارم بچه ها، دسته گل بدست ، خنده کنان ، منتظر ۱۳۹۴/۱۲/۲۱ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:27

غزل بسیار زیبای شماره ۷۵ مولانا ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را ؟ این یوسف خوبی را، این خوش قد و قامت را ؟ای شیخ نمی‌بینی؟ این گوهر شیخی را ؟این شعشعه نو را این جاه و جلالت را ؟ای میر نمی‌بینی این مملکتِ جان را ؟این روضه دولت را این تخت و سعادت را ؟ای خوشدل و خوش‌دامن دیوانه توی یا من ؟درکش قدحی با من بگذار ملامت راای ماه که در گردش هرگز نشوی لاغرانوار جلالِ تو بدریده ضلالت راچون آب روان دیدی بگذار تیمم راچون عید وصال آمد بگذار ریاضت راگر ناز کنی خامی ور ناز کشی رامیدر بارکشی یابی آن حسن و ملادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:27

دیدار دو باره با همکاران و شاگردان دیروز*گاهی خداوند پاداش سال‌ها خدمت را در یک عصر دل انگیز به انسان هدیه می دهد دیروز یکی از همان عصرهای فراموش نشدنی زندگی من بود.*دیروز بعدازظهر، یکی از زیباترین و فراموش‌نشدنی‌ترین روزهای زندگی‌ام رقم خورد.یکی از همکاران خوبم که در دوران مدیریت من در مدرسه حضرت زینب (س) چالشتر و مدرسه علامه امینی شهرکرد، دبیر دینی و قرآن بود، این دیدار خاطره‌انگیز را برنامه‌ریزی کرد. ایشان همان کسی است که هنگام تهیه آپارتمان، با کمک دامادشان، محله ۳۶ منظریه را پیش از آمدنم بهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:27

به نام خداوند قهار در هم کوبنده ظالمان و مستکبراناربعین حسینی و کودکان چشم انتظار نذریدم‌به‌دم، همه دم، سلامت می‌کنم؛ یا حسین(ع).در گوشه خانه می‌نشینم و از راه دور، با تمام وجود عرض ادب می‌کنم؛یا حسین(ع).اربعین حسینی است؛ روزی که دل‌های عاشق، بی‌قرار کربلایند و قدم‌ها به شوق دیدار، راهی سرزمین عشق می‌شوند.در گوشه‌ای دیگر، کودکانی معصوم و گرسنه، چشم‌به‌راه لقمه‌ای نذری‌اند؛یا حسین(ع).ای زائران کربلا! گاه حسین(ع) را باید در خانه همان کودکان جست؛ آنجا که با مهربانی، دلی شاد می‌شود و اشکی از چهره‌ایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:27

هرکسی لایق آن نیست که عاشق باشدیعنی این مایه کسی راست که لایق باشدنه هر آن‌کس که دم از یار زند مردِ وفاستبلکه آن کشته عَذرا ست که وامِق باشدهرکسی محتمل کوه غم شیرین نیستهم‌چو فرهاد مگر عاشق صادق باشدبه قیامت همه در بند گنه خلق و مراهم‌چنان دیده به دیدار تو شایق باشدسال‌ها باید کز دور خلایق گذردتا نگاری چو تو محبوب خلایق باشدهرکسی سرو و شقایق به چمن جوید و منسرو قدی که رخش رشک شقایق باشدطعنه‌ی خلق و جفای فلک و جور رقیبجمله هیچ‌اند اگر یار موافق باشدمن نه آنم که دل از یار موافق بکنمگر جهانیم پر ازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:27

نگاهی به زندگی پروفسور گیو شریفی؛ دانش، اندیشه و عنایت خداوندیگاهی در زندگی انسان‌هایی پا به عرصه وجود می‌گذارند که استعداد، دانش، تلاش و نگاه متفاوتشان، آنان را از دیگران متمایز می‌کند. آشنایی من با زندگی و اندیشه‌های دکتر گیو شریفی، جراح و متخصص مغز و اعصاب، از همین دست تجربه‌ها بود؛ انسانی که در کنار دانش پزشکی و مهارت جراحی، به فلسفه، عرفان، شعر و موسیقی نیز علاقه‌مند است.کودکی در خانواده‌ای اهل پزشکیدکتر گیو شریفی، بنا بر گزارش‌ها منتشرشده از زندگی و سوابق خود، در سال ۱۳۵۳ در تهران متولد شدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:27

شاد آمدیم، شاد آمدیم، از غصه آزاد آمدیم.ای آن‌که در دل داری غصه و غمی بی‌شمار، فراموش نمودی عهد و پیمان با خدای مهربان.دائم گویی: آه از این روزگار و بدشانسی‌های من! وای از این دوستان و آشنایان بی‌وفای من!ای خدای قهّار، بداقبال‌تر از من هم آفریدی؟ من چه کردم به درگاهت؟ بگو جرمم چیست؟تو خود آگاهی از دل‌ها، از حسادت‌ها و بی‌مهری‌ها.با این افکار سمی، فکر خود را مسموم می‌کنی. خوب نگاه کن به دور و برت، تا ببینی با چشم دل، نعمت و رحمت بی‌انتهای حق تعالی را.با سپاس و انرژی مثبت، دل‌ها پرنور می‌شوند؛ هم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:27

به نام نامی خالق هستیهر جا میرم نام زیبایت آشناست ابوالفضل یار با وفا ابوالفضل سوخته دل و تشنه لب و عاشقی ابوالفضل یار با وفا ابوالفضل عشق حسین فاطمه و رسول خدا ابوالفضل یار با وفا ابوالفضل شمشیرت بر فرق دشمن کافره ابوالفضل یار با وفا ابوالفضل زمین و زمان مشتاق دیدنت ابوالفضل یار با وفا ابوالفضل خونت گلریزان دشت کربلا ابوالفضل یار با وفا ابوالفضل سلام خدا بر عشق و صفات ابوالفضل یار با وفا ابوالفضل دادی درس آزادی و شجاعت، ابوالفضل یار با وفا ابوالفضل محو تماشای رخ زيبايت لشکریان ابوالفضل یار با وفا ابوالفضل امید و راز دار پیر و جوان ابوالفضل یار با وفا ابوالفضل درخواسته من از خدا شجاعتت ابوالفضل یار با وفا ابوالفضل فدای وفای به عهد و معرفتت ابوالفضل یار با وفا ابوالفضل درود خدا بر تو و یاران حسین ابوالفضل یار با وفا ابوالفضل افتخار جانباز و لایق عشق خدا ابوالفضل یار با وفا ابوالفضل ماه هاشمی و عشق خوبان مجلسی ابوالفضل یار با وفا ابوالفضل ۱۴۰۲/۱۱/۲۸ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1403 ساعت: 12:14

به آنان که با عشق راهی شدند قسمبه آنکه دل را سپرده به یزدان قسم به رهروان شب زنده دار گریان قسمبه آنکه در دل دارد شور عشق قسمبه آینه و آب زلال و رود خروشان قسمبه زیبا رخان وعده داده در بهشت قسمبه سبکبالان گرفتار در دست دیوان قسمبه خون علی که در محراب شد روان قسمبه آنکس که خونش به ناحق شد عیان قسمبه خون دل شقایق در صحرای محشر قسمبه سرو خرامانی که کمر خم نموده قسمبه سلام و صلوات ، دلخوشی ذاکر قسمبه شوق رسیدن عاشق خسته دل قسمبه مشق نا نوشته شوینده مزار قسمبه دستهای خسته کار کرده مادر قسمبه عرق کارگران در روزهای داغ قسمبه آنکه در راه معبود جان داده قسمبه آنچه که خواهی با دل پاک میرسی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: جمعه 29 تير 1403 ساعت: 21:38

به نام آنکه با نامش آرام می گیرد دلهاجسمم در اختیار عقلم است اگر بگذاری روحم را مکن آزرده مگر خبر نداریهر چه کنی به خود کنی چرا سرگردانیدر این دنیا با یقین بپرداز به هر کاریامیدم شوق دیدارته اگر اجازه فرماییلحظات عمر بسرعت میگذرد بکن کاریلبخندهات را بکن یک خاطره شیرینیدردها درمان میشود با طبابت الهیغم و غصه ها میرود از یاد اگر بگذریهر روزت را با یادش طی کن چرا بیقراریزمان را به عقب بر مگردان تو میتوانیاز خوابهایت ببر بهره بنگر به پیام الهیعشق او را طلب نما مگو ندارم اختیاریزندگی می شود آسان با یاد و عشق الهی۱۴۰۳/۴/۲۴جسمم در اختیار عقلم است اگر بگذاری را در خواب دیدم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: جمعه 29 تير 1403 ساعت: 21:38

به آنان که با عشق راهی شدند قسمبه آنکه دل را سپرده به یزدان قسم به رهروان شب زنده دار گریان قسمبه آنکه در دل دارد شور عشق قسمبه آینه و آب زلال و رود خروشان قسمبه زیبا رخان وعده داده در بهشت قسمبه سبکبالان گرفتار در دست دیوان قسمبه خون علی که در محراب شد روان قسمبه آنکس که خونش به ناحق شد عیان قسمبه خون دل شقایق در صحرای محشر قسمبه سرو خراسانی که کمر خم نموده قسمبه سلام و صلوات ، دلخوشی ذاکر قسمبه شوق رسیدن عاشق خسته دل قسمبه مشق نا نوشته شوینده مزار قسمبه دستهای خسته کار کرده مادر قسمبه عرق کارگران در روزهای داغ قسمبه آنکه در راه معبود جان داده قسمبه آنچه که خواهی با دل پاک میرسی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: چهارشنبه 13 تير 1403 ساعت: 18:20

به نام حداوند جان و خرد که با یادش روشن گردد روانهر آنکس که از عشق ندارد نشان ره او سخت گردد و کار ناتمام تجلی عشق است هدف آفرینشکه تا نور الهی گردد به چشمت عیان سبب چیست که از عشق گشتی جداچه شد که دل پر نور را کردی تیره و تارندیدی در کوه و صحرا عطرش پیچیده در فَضانخواندی شعرهای زیبای شاعران بی مدعازدی دل به دریا و نمی بینی دریا دلانگله از که داری گم کرده راه و نشاننگو گم شدم در کوچه های بی کسی کس بس کسان نموده راهت عیانبنه قدم در راه رهروان نور و صفااگر در دلت هست شور عشق اوپر از نور کن دل تیره و تار شکایت مکن از زمین و زمان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: يکشنبه 30 ارديبهشت 1403 ساعت: 17:54

صفحه بندی