معرفی کتاب تهوع از ژان پل سارتر :

متن مرتبط با «زیبای» در سایت معرفی کتاب تهوع از ژان پل سارتر : نوشته شده است

دلنوشته ی من و چشمان زیبای پسرک سیاه پوش

  • نیلوبلاگ

    به نام خدای مهربان، خالق جهان هستیالهام این دلنوشته، تماشای دو روز از زندگی روزمره است.امواج آسمانی از راه می‌رسند؛روحِ خستگانِ خفته را از خواب بیدار می‌کنند.برقِ نوری درخشان، چشم و دل را می‌نوازد؛در روزنی از تاریکیِ شب،گره‌های دل با نگاهی از بالا گشوده می‌شوند.اما گره‌های کور،هنوز چشم امید به یارِ عاشق و خسته دوخته‌اند؛دلی که از دنیا بریده و چشم‌به‌راه نور است.زیر لب آرام زمزمه می‌کند:«کاش این گره‌های کور، روزی گشوده شوند.»در کنار کوچه، ظرفی غذا برای گربه‌ای زیبا گذاشته‌اند.گربه‌های گرسنه، یکی‌...

    ادامه مطلب
  • غزل زیبای شماره ۷۵ مولانا

  • نیلوبلاگ

    غزل بسیار زیبای شماره ۷۵ مولانا ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را ؟ این یوسف خوبی را، این خوش قد و قامت را ؟ای شیخ نمی‌بینی؟ این گوهر شیخی را ؟این شعشعه نو را این جاه و جلالت را ؟ای میر نمی‌بینی این مملکتِ جان را ؟این روضه دولت را این تخت و سعادت را ؟ای خوشدل و خوش‌دامن دیوانه توی یا من ؟درکش قدحی با من بگذار ملامت راای ماه که در گردش هرگز نشوی لاغرانوار جلالِ تو بدریده ضلالت راچون آب روان دیدی بگذار تیمم راچون عید وصال آمد بگذار ریاضت راگر ناز کنی خامی ور ناز کشی رامیدر بارکشی یابی آن حسن و مل...

    ادامه مطلب
  • غزل بسیار زیبای دیوان خیال شوریده شیرازی

  • نیلوبلاگ

    هرکسی لایق آن نیست که عاشق باشدیعنی این مایه کسی راست که لایق باشدنه هر آن‌کس که دم از یار زند مردِ وفاستبلکه آن کشته عَذرا ست که وامِق باشدهرکسی محتمل کوه غم شیرین نیستهم‌چو فرهاد مگر عاشق صادق باشدبه قیامت همه در بند گنه خلق و مراهم‌چنان دیده به دیدار تو شایق باشدسال‌ها باید کز دور خلایق گذردتا نگاری چو تو محبوب خلایق باشدهرکسی سرو و شقایق به چمن جوید و منسرو قدی که رخش رشک شقایق باشدطعنه‌ی خلق و جفای فلک و جور رقیبجمله هیچ‌اند اگر یار موافق باشدمن نه آنم که دل از یار موافق بکنمگر جهانیم پر از...

    ادامه مطلب
  • قصیده بسیار زیبای هان ای دل عبرت بین خاقانی شاعرو قصیده سرای نامدار

  • نیلوبلاگ

    هان ای دل ِ عبرتبین! از دیده عِبَر کن هان ایوانِ مدائن را آیینهیِ عبرت دانیک ره ز ِ لب ِ دجله منزل به مدائن کن وَز دیده دُوُم دجله بر خاک ِ مدائن رانخود دجله چنان گرید، صد دجلهیِ خون گویی کاز گرمیی خوناباش آتش چِکَد از مژگانبینی که لب ِ دجله، کف چون به دهان آرد؟ گوئی زِ تَف ِ آهاش، لب، آبله زد چندانبر دجلهگِری نو نو، وَز دیده زکاتاش ده گرچه لب ِ دریا هست از دجله زکاتاِستانگر دجله درآمیزد باد ِ لب و سوز ِ دل نیمی شود افسرده، نیمی شود آتشدانتا سلسلهیِ ایوان بگسست مدائن را در سلسله شد دجله، چون سلسله شد پیچانگهگه به زبان ِ اشک آواز ده ایوان را تا بو که به گوش ِ دل پاسخ شنوی ز ایواندندانهیِ هر قصری پندی دهد ات نو نو پند ِ سر ِ دندانه بشنو زِ بن ِ دندانگوید که: تو از خاکی. ما خاک ِ توایم اکنون گا...

    ادامه مطلب
  • غزل بسیار زیبای 377 حزین لاهیجی

  • نیلوبلاگ

    شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بودگل داغ دل من انجمن آرای تو بودجلوه در آینه ام پرتو رخسار تو داشتسینه آتشکدهٔ حسن دلارای تو بودمژه بر هم نزدم آینه سان در همه عمربس که در دیدهٔ من ذوق تماشای تو بوددل شیدا شده ام داغ تمنّای تو داشتسر سودا زده ام خاک کف پای تو بودصید آهونگهان، غمزهٔ غمّاز تو کرددام جادوصفتان، زلف چلیپای تو بودعشق سرکش اثر از حسن گلوسوز تو داشتداغ حسرت گلی از دامن صحرای تو بودکفر و دین را به کسی فتنهٔ چشمت نگذاشتدر سواد حرم و بتکده غوغای تو بودباده در ساغر دل نرگس مخمور تو ریختمستی ما همه از جام مصفّای تو بودگل باغ نظرم غنچهٔ سیراب تو شدسرو بستان دلم قامت رعنای تو بودگوهر عاشق سرگشته و معشوق یکیستدر حقیقت من و ما، موجهٔ دریای تو بودنشئه ها داشت حزین ، سجدهٔ مستانهٔ تودُرد میخان...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته ی من و غزل زیبای حافظ

  • نیلوبلاگ

    حالیا مصلحت وقت در آن می بینم که کشم رخ زیبایت بر انعکاس امواج پر نور آینه صاف و صادق رویا های شیرین کودکی و با ذوق و شوق قلم بر دست گیرم و هر ذره ای از پرتو نور را با رنگها و شکلهای نابشان بال و پر دهم و در گوشه ای از آسمان دل پنهان نمایم تا که در معرض دید نامحرم قرار نگیرند وبا یک چشم بر هم زدن بر می گردم تا ذره ای از نور لعل درخشانت را با هزار التماس و تمنا راضی کنم که سری بر احوال دل نماید شاید دلتنگی ها با رقص امواج نور برطرف شود و بی خیال دنیا با همه ی خوشی وناخوشی و جنگ و خونریزی گردد انگاه به غزل زیبای حافظ با عشق واز سر اخلاص گوش دهمحالیا مصلحت وقت در آن میبینمکه کشم رخت به میخانه و خوش بنشینمجام می گیرم و از اهل ریا دور شومیعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینمجز صراحی و کتابم نبود یار و ن...

    ادامه مطلب
  • شعربسیار زیبای مرده اوئیم و بدو زنده ایم نظامی گنجوی

  • نیلوبلاگ

    جنبش اول که قلم برگفتحرف نخستين ز سخن درگرفتپرده خلوت چو برانداختندجلوت اول به سخن ساختندتا سخن آوازه دل در ندادجان تن آزاده به گل در ندادچون قلم آمد شدن آغاز کردچشم جهان را به سخن باز کردبي سخن آوازه عالم نبوداين همه گفتند و سخن کم نبوددر لغت عشق سخن جان ماستما سخنيم اين طلل ايوان ماستخط هر انديشه که پيوسته اندبر پر مرغان سخن بسته اندنيست درين کهنه نوخيزترموي شکافي ز سخن تيزتراول انديشه پسين شمارهم سخنست اين سخن اينجا بدارتاجوران تاجورش خوانده اندواندگران آندگرش خوانده اندگه بنواي علمش برکشندگه بنگار قلمش درکشنداو ز علم فتح نماينده تروز قلم اقليم گشاينده ترگرچه سخن خود ننمايد جمالپيش پرستنده مشتي خيالما که نظر بر سخن افکنده ايممرده اوئيم و بدو زنده ايمسرد پيان آتش ازو تافتندگرم روان آب درو ...

    ادامه مطلب
  • شعر بسیار زیبای نا تمام از شاعر نامدار نصرت رحمانی :

  • نیلوبلاگ

    نه او با مننه من با اونه او با من نهاد عهدی ، نه من با اونه ماه از روزن ابری بروی برکه ای تابیدنه مار بازویی بر پیکری پیچیدنهشبی غمگیندلی تنهالبی خاموشنه شعری بر لبانم بودنه نامی بر زبانم بوددر چشم خی...

    ادامه مطلب
  • شعر بسیار زیبای مرگ قو از شاعر معروف مهدی حمیدی شیرازی :

  • نیلوبلاگ

    شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنـده زاد و فـریبــا بمیــردشب مرگ، تنها نشیند به موجیرود گوشـه ای دور و تنها بمیرددر آن گوشه،چندان غزل خواند آن شبکه خود در میان غـزل ها بمیـردگروهی بر آنند کاین مرغ شیـ...

    ادامه مطلب
  • شعر بسیار زیبای کوچه از فریدون مشیری

  • نیلوبلاگ

    بی تو، مهتابشبی، باز از آن کوچه گذشتم،همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،شدم آن عاشق دیوانه که بودم.در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشیدباغ صد خاطره خندید،عطر صد ...

    ادامه مطلب
  • قسمتی از شعر بسیار زیبای صدای پای آب سهراب سپهری :

  • نیلوبلاگ

    اهل كاشانمروزگارم بد نيستتكه ناني دارم خرده هوشي سر سوزن شوقيمادري دارم بهتراز برگ درختدوستاني بهتر از آب روانو خدايي كه دراين نزديكي استلاي اين شب بوها پاي آن كاج بلندروي آگاهي آب روي قانون گياهمن مس...

    ادامه مطلب
  • شعر بسیار زیبای رانده از زنده یاد احمد شاملو :

  • نیلوبلاگ

    دست بردار ازین هیکل غمکه ز ویرانی خویش است آباددست بردار که تاریکم و سردچون فرو مرده چراغ از دم باددست بردار،زتو در عجبمبه در بسته چه می کوبی سرنیست ،می دانی،در خانه کسیسر فرو می کوبی باز به درزنده،ای...

    ادامه مطلب
  • شعر زیبای آب را گل نکنیم از سهراب سپهری :

  • نیلوبلاگ

    آب را گل نکنیمدر فرودست انگار کفتری می خورد آب یا که در بشه ای دور سیره ای پر می شوید یا در آبادی کوزه ای پر می گردد آب را گل نکنیم شاید این آب روان می رود پای سپیداری تا فروشویداندوه دلی دست درویشی شاید نان خشکیده فرو برده در آب زن زیبایی آمده لب رود آب را گل نکنیم روی زیبا دوبرابر شده است چه گوارا این آب چه زلال این رود مردم بالا دست چه صفایی دارند چشمه هاشان جوشان گاوهاشان شیرافشان باد من ندید...

    ادامه مطلب
  • شعر زیبای قاصدک از شاعر نامدار مهدی اخوان ثالث :

  • نیلوبلاگ

    قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟ از کجا وز که خبر آوردی ؟ خوش خبر باشی ، اما ،اما گرد بام و در من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک در دل من همه کورند و کرند دست بردار ازین در وطن خویش غریب قاصد تجربه های همه تلخ با دلم می گوید که دروغی تو ، دروغ که فریبی تو. ، فریب قاصدک هان ، ولی ... آخر ... ای وای راستی آیا رفتی با باد ؟ با توام ، آی! کجا رفتی ؟ آی راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟ مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟ در اجاقی طمع شعله نمی بندم، خردک شرری هست هنوز ؟ قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم م...

    ادامه مطلب