خرید بک لینک
بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیدهام

همچو نسیم از این چمن پای برون کشیدهام

شمع طرب ز بخت ما آتش خانهسوز شد

گشت بلای جان من عشق به جان خریدهام

حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود

تا تو ز من بریدهای من ز جهان بریدهام

تا به کنار بودیَم بود به جا قرار دل

رفتی و رفت راحت از خاطر آرمیدهام

تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو

تا تو به داد من رسی من به خدا رسیدهام

چون به بهار سر کند لاله ز خاک من برون

ای گل تازه یاد کن از دل داغ دیدهام

یا ز ره وفا بیا یا ز دل رهی برو

سوخت در انتظار تو جان به لب رسیدهام

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۶ساعت 23:53&nbsp توسط برومند |

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 15:57

صفحه بندی